• آقای رضایی متن شما قیمت گذاری گردید . 95.5.27
  • آقای ابراری متن شما در حال ترجمه می باشد . 96.5.27
  • آقای صفایی متن شما در حال ترجمه می باشد. 96.5.27
  • خانم عبادی متن شما در حال ترجمه می باشد. 96.5.27
  • خانم معتمد متن شما در حال ترجمه می باشد.96.5.27
  • خانم کاوه متن شما در حال ترجمه می باشد . 96.5.27
  • خانم زمانی متن شما در حال ترجمه می باشد . 96.5.27
 
 

 

روزی الاغ هنگام علف خوردن ،‌کم کم از مزرعه دور شد . ناگهان گرگ گرسنه ای جلوی او پرید. الاغ خیلی ترسید ولی فکر کرد که باید حقه ای به گرگ بزند وگرنه گرگه اونو یک لقمه می کنه ، برای همین لنگان لنگان راه رفت و یکی از پاهای عقب خود را روی زمین کشید. الاغ ناله کنان گفت : ای گرگ در پای من تیغ رفته است ، از تو خواهش می کنم که قبل از خوردنم این تیغ را از پای من در بیاوری. گرگه با تعجب پرسید : برای چه باید اینکار را بکنم من که می خواهم تو را بخورم. الاغ گفت : چون این خار که در پای من است و مرا خیلی اذیت می کند اگر مرا بخوری در گلویت گیر می کند وتو را خفه می کند. گرگ پیش خودش فکر کرد که الاغ راست می گوید برای همین پای الاغ را گرفت و گفت : تیغ کجاست ؟ من که چیزی نمی بینم و سرش را جلو آورد تا خوب نگاه کنه. در همین لحظه الاغ از فرصت استفاده کرد و با پاهای عقبش لگد محکمی به صورت گرگ زد و تمام دندانهای گرگ شکست. الاغ با سرعت از آنجا فرار کرد . گرگ هم خیلی عصبانی بود از اینکه فریب الاغ را خورده است .

دارالترجمه خرم آباد - مرکز ترجمه خرم آباد - موسسه ترجمه خرم آباد - دانشگاه خرم آباد - دانشجویان خرم آباد - ترجمه دانشجویی خرم آباد - ترجمه دانشگاهی خرم آباد - ترجمه نامه اداری خرم آباد - ترجمه چکیده مقاله - خرم آباد - ترجمه متون - ترجمه مقالات - ترجمه تخصصی - ترجمه عمومی

تاریخ درج خبر:21 مرداد ,1396 9:03 ق.ظ

 

ورود کاربران

نام کاربری
رمز عبور

 
عبارت درون کادر

کلیه حقوق این سایت برای مرکز ترجمه STC محفوظ است